فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 469
انت روائح رند الحمي و زاد غرامي ، فداي خاک در دوست باد جان گرامي پيام دوست شنيدن سعادت است و سلامت ، من المبلغ عني الي سعاد سلامي بيا به شام غريبان و آب ديده من بين ، به سان باده صافي در آبگينه شامي اذا تغرد عن ذي الاراک طائر خير ، فلا تفرد عن روضها انين حمامي بسي نماند که روز فراق يار سر آيد ، رايت من هضبات الحمي قباب خيام خوشا دمي که درآيي و گويمت به سلامت ، قدمت خير قدوم نزلت خير مقام بعدت منک و قد صرت ذائبا کهلال ، اگر چه روي چو ماهت نديده ام به تمامي و ان دعيت بخلد و صرت ناقض عهد ، فما تطيب نفسي و ما استطاب منامي اميد هست که زودت به بخت نيک ببينم ، تو شاد گشته به فرماندهي و من به غلامي
چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ
،
که گاه لطف سبق مي برد ز نظم نظامي
تعبیر:
به زودی به آرزوی خود می رسی و به وصال دوست دست خواهی یافت. نگران و ناامید نباش و صبر و تحمل داشته باش تا به نتیجه ی مطلوب برسی. صداقت خود را برای همه آشکار کن تا دلها را به سوی خود جذب کنی.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 124
آن که از سنبل او غاليه تابي دارد ، باز با دلشدگان ناز و عتابي دارد از سر کشته خود مي گذري همچون باد ، چه توان کرد که عمر است و شتابي دارد ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف ، آفتابيست که در پيش سحابي دارد چشم من کرد به هر گوشه روان سيل سرشک ، تا سهي سرو تو را تازه تر آبي دارد غمزه شوخ تو خونم به خطا مي ريزد ، فرصتش باد که خوش فکر صوابي دارد آب حيوان اگر اين است که دارد لب دوست ، روشن است اين که خضر بهره سرابي دارد چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر ، ترک مست است مگر ميل کبابي دارد جان بيمار مرا نيست ز تو روي سوال ، اي خوش آن خسته که از دوست جوابي دارد
کي کند سوي دل خسته حافظ نظري
،
چشم مستش که به هر گوشه خرابي دارد
تعبیر:
همراه هر خوشی و شادی رنج و حسرت است. باید آن را تحمل کرد. از دوری دوست در رنج و عذابی. راه رسیدن به او دشوار نیست. اگر عاشقی، صادق باش و ریا و تزویر را از خود دور کن. قدر لحظه ها و فرصت ها را بدان.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 397
ز در درآ و شبستان ما منور کن ، هواي مجلس روحانيان معطر کن اگر فقيه نصيحت کند که عشق مباز ، پياله اي بدهش گو دماغ را تر کن به چشم و ابروي جانان سپرده ام دل و جان ، بيا بيا و تماشاي طاق و منظر کن ستاره شب هجران نمي فشاند نور ، به بام قصر برآ و چراغ مه برکن بگو به خازن جنت که خاک اين مجلس ، به تحفه بر سوي فردوس و عود مجمر کن از اين مزوجه و خرقه نيک در تنگم ، به يک کرشمه صوفي وشم قلندر کن چو شاهدان چمن زيردست حسن تواند ، کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن فضول نفس حکايت بسي کند ساقي ، تو کار خود مده از دست و مي به ساغر کن حجاب ديده ادراک شد شعاع جمال ، بيا و خرگه خورشيد را منور کن طمع به قند وصال تو حد ما نبود ، حوالتم به لب لعل همچو شکر کن لب پياله ببوس آنگهي به مستان ده ، بدين دقيقه دماغ معاشران تر کن
پس از ملازمت عيش و عشق مه رويان
،
ز کارها که کني شعر حافظ از بر کن
تعبیر:
ایمان و اعتقاد خود را نسبت به کاری که در پیش داری از دست نده و بر سعی و تلاش خود بیفزای تا به نتیجه ی دلخواه و مطلوب خود برسی. ریا را از وجود خود دور کن. آینده ی خوب و موفقیت آمیزی در پیش رو داری.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 177
نه هر که چهره برافروخت دلبري داند ، نه هر که آينه سازد سکندري داند نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست ، کلاه داري و آيين سروري داند تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مکن ، که دوست خود روش بنده پروري داند غلام همت آن رند عافيت سوزم ، که در گداصفتي کيمياگري داند وفا و عهد نکو باشد ار بياموزي ، وگرنه هر که تو بيني ستمگري داند بباختم دل ديوانه و ندانستم ، که آدمي بچه اي شيوه پري داند هزار نکته باريکتر ز مو اين جاست ، نه هر که سر بتراشد قلندري داند مدار نقطه بينش ز خال توست مرا ، که قدر گوهر يک دانه جوهري داند به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد ، جهان بگيرد اگر دادگستري داند
ز شعر دلکش حافظ کسي بود آگاه
،
که لطف طبع و سخن گفتن دري داند
تعبیر:
هر کسی نمی تواند به آسانی و بدون سعی و تلاش به هدف برسد. شرط پیروزی در به کار گرفتن اندیشه و کوشش انسان است. از تجربه ی دیگران نیز باید استفاده کرد. به نیازمندان و محتاجان باید کمک کنی تا در مواقع ضروری دچار مشکل نشوی.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 297
زبان خامه ندارد سر بيان فراق ، وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق دريغ مدت عمرم که بر اميد وصال ، به سر رسيد و نيامد به سر زمان فراق سري که بر سر گردون به فخر مي سودم ، به راستان که نهادم بر آستان فراق چگونه باز کنم بال در هواي وصال ، که ريخت مرغ دلم پر در آشيان فراق کنون چه چاره که در بحر غم به گردابي ، فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق بسي نماند که کشتي عمر غرقه شود ، ز موج شوق تو در بحر بي کران فراق اگر به دست من افتد فراق را بکشم ، که روز هجر سيه باد و خان و مان فراق رفيق خيل خياليم و همنشين شکيب ، قرين آتش هجران و هم قران فراق چگونه دعوي وصلت کنم به جان که شده ست ، تنم وکيل قضا و دلم ضمان فراق ز سوز شوق دلم شد کباب دور از يار ، مدام خون جگر مي خورم ز خوان فراق فلک چو ديد سرم را اسير چنبر عشق ، ببست گردن صبرم به ريسمان فراق
به پاي شوق گر اين ره به سر شدي حافظ
،
به دست هجر ندادي کسي عنان فراق
تعبیر:
با وجود تمام سختی ها و ناکامی ها، امید خود را از دست نده. اگر به هدف و مقصود خود ایمان داری، صبور و شکیبا باش. همه ی غم ها و ناکامی ها پایانی جز شادی و وصال ندارند. امید داشته باش.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 292
قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع ، که نيست با کسم از بهر مال و جاه نزاع شراب خانگيم بس مي مغانه بيار ، حريف باده رسيد اي رفيق توبه وداع خداي را به مي ام شست و شوي خرقه کنيد ، که من نمي شنوم بوي خير از اين اوضاع ببين که رقص کنان مي رود به ناله چنگ ، کسي که رخصه نفرمودي استماع سماع به عاشقان نظري کن به شکر اين نعمت ، که من غلام مطيعم تو پادشاه مطاع به فيض جرعه جام تو تشنه ايم ولي ، نمي کنيم دليري نمي دهيم صداع
جبين و چهره حافظ خدا جدا مکناد
،
ز خاک بارگه کبرياي شاه شجاع
تعبیر:
به آنچه که داری قناعت کن. قناعت بهترین سرمایه ی انسان است. اگر فعلاً اوضاع روزگار بر وفق مراد تو نیست، دلگیر نباش. زندگی فراز و نشیب فراوان دارد. گنج، بی رنج بدست نمی آید. امیدوار باش و به خدا توکل کن.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 428
سحرگاهان که مخمور شبانه ، گرفتم باده با چنگ و چغانه نهادم عقل را ره توشه از مي ، ز شهر هستيش کردم روانه نگار مي فروشم عشوه اي داد ، که ايمن گشتم از مکر زمانه ز ساقي کمان ابرو شنيدم ، که اي تير ملامت را نشانه نبندي زان ميان طرفي کمروار ، اگر خود را ببيني در ميانه برو اين دام بر مرغي دگر نه ، که عنقا را بلند است آشيانه که بندد طرف وصل از حسن شاهي ، که با خود عشق بازد جاودانه نديم و مطرب و ساقي همه اوست ، خيال آب و گل در ره بهانه بده کشتي مي تا خوش برانيم ، از اين درياي ناپيداکرانه
وجود ما معماييست حافظ
،
که تحقيقش فسون است و فسانه
تعبیر:
خودبینی و تکبر را رها کن تا بهتر بتوانی در مورد کار خود فکر کنی. با عقل و درایت به کار و تلاش خود ادامه بده. صبور و متکی به ایمان خود باش تا به هدف و مقصود خود برسی.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 164
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد ، عالم پير دگرباره جوان خواهد شد ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد ، چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد اين تطاول که کشيد از غم هجران بلبل ، تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگير ، مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد اي دل ار عشرت امروز به فردا فکني ، مايه نقد بقا را که ضمان خواهد شد ماه شعبان منه از دست قدح کاين خورشيد ، از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت ، که به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود ، چند گويي که چنين رفت و چنان خواهد شد
حافظ از بهر تو آمد سوي اقليم وجود
،
قدمي نه به وداعش که روان خواهد شد
تعبیر:
زندگی تو رو به خوشی و شادمانی می رود. آرزوهایت براورده می شود. رنج ها و ناراحتی ها با صبر و شکیبایی، به شادی و سرور تبدیل می شود. از شکست برای خود تجربه اندوزی کن. سعی کن که دوباره اشتباهات گذشته را تکرار نکنی.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 292
قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع ، که نيست با کسم از بهر مال و جاه نزاع شراب خانگيم بس مي مغانه بيار ، حريف باده رسيد اي رفيق توبه وداع خداي را به مي ام شست و شوي خرقه کنيد ، که من نمي شنوم بوي خير از اين اوضاع ببين که رقص کنان مي رود به ناله چنگ ، کسي که رخصه نفرمودي استماع سماع به عاشقان نظري کن به شکر اين نعمت ، که من غلام مطيعم تو پادشاه مطاع به فيض جرعه جام تو تشنه ايم ولي ، نمي کنيم دليري نمي دهيم صداع
جبين و چهره حافظ خدا جدا مکناد
،
ز خاک بارگه کبرياي شاه شجاع
تعبیر:
به آنچه که داری قناعت کن. قناعت بهترین سرمایه ی انسان است. اگر فعلاً اوضاع روزگار بر وفق مراد تو نیست، دلگیر نباش. زندگی فراز و نشیب فراوان دارد. گنج، بی رنج بدست نمی آید. امیدوار باش و به خدا توکل کن.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 1
الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها ، که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکل ها به بوي نافه اي کاخر صبا زان طره بگشايد ، ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل ها مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم ، جرس فرياد مي دارد که بربنديد محمل ها به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد ، که سالک بي خبر نبود ز راه و رسم منزل ها شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل ، کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر ، نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفل ها
حضوري گر همي خواهي از او غايب مشو حافظ
،
متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها
تعبیر:
از سختی ها و مشکلات روزگار نترس و نا امید نباش. کارها را آسان نگیر و با مشورت و همکاری دیگران در رفع مشکلات بکوش.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 145
چه مستيست ندانم که رو به ما آورد ، که بود ساقي و اين باده از کجا آورد تو نيز باده به چنگ آر و راه صحرا گير ، که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد دلا چو غنچه شکايت ز کار بسته مکن ، که باد صبح نسيم گره گشا آورد رسيدن گل و نسرين به خير و خوبي باد ، بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد صبا به خوش خبري هدهد سليمان است ، که مژده طرب از گلشن سبا آورد علاج ضعف دل ما کرشمه ساقيست ، برآر سر که طبيب آمد و دوا آورد مريد پير مغانم ز من مرنج اي شيخ ، چرا که وعده تو کردي و او به جا آورد به تنگ چشمي آن ترک لشکري نازم ، که حمله بر من درويش يک قبا آورد
فلک غلامي حافظ کنون به طوع کند
،
که التجا به در دولت شما آورد
تعبیر:
حادثه غیر مترقبه ای که برایت اتفاق افتاده به زودی برطرف خواهد شد و نتیجه ی مثبت آن را خواهی دید. به زودی خبری مسرت بخش در زندگی، تو را دگرگون خواهد کرد.
فال حافظ روزانه جمعه 30 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 317
فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم ، بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق ، که در اين دامگه حادثه چون افتادم من ملک بودم و فردوس برين جايم بود ، آدم آورد در اين دير خراب آبادم سايه طوبي و دلجويي حور و لب حوض ، به هواي سر کوي تو برفت از يادم نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست ، چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت ، يا رب از مادر گيتي به چه طالع زادم تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق ، هر دم آيد غمي از نو به مبارک بادم مي خورد خون دلم مردمک ديده سزاست ، که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
،
ور نه اين سيل دمادم ببرد بنيادم
تعبیر:
خود را گرفتار غم و محنت می بینی و از روزگار گله و شکایت داری. خود را در عشق شکست خورده می بینی. اینها همه نشانه های یأس است. زندگی به پایان نرسیده است. یأس و ناامیدی را از خود دور کن. پایان شب سیاه، سپیدی روز است.